نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، .

نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي،

خسته ام

خدايا از زمين و زمان خسته ام 
 از ابرهاي تيره ي اسمان خسته ام
از كندي ثانيه هاي انتظار خسته ام
از لحظه هاي تلخ تكرار خسته ام
از تمام اعصاب بيقرار خسته ام
من از خودم از خلقتم از روزگار خسته ام
از بازي فلك و گردونه ناسازگار خسته ام
از اين همه دلهاي چشم انتظار خسته ام
از زندان و قفس و حصار خسته ام
از هاي و هوي و اين اشفته بازار خسته ام
از فلسفه و تقدير و حكمت خسته ام
از ديدن مرگ نور در ظلمت خسته ام
از ادمها از انسان هاي بي شعور خسته ام
از اين همه چشم بيناي كور خسته ام
*****
خدايا در اين مرداب غوطه ورم
من راهي ب جز سراب نميبرم
با من دلشكسته كسي همدرد نيست
خدايا به حساب كفرم بزار
من از خلقت از گل از اين نماي انسان خسته ام .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۳۵ توسط:عابد موضوع:

شكست خورده

 

از يك عاشق شكست خورده پرسيدم 

بزرگ ترين اشتباه؟ 

گفت عاشق شدن 

گفتم بزرگ ترين شكست؟

 

گفت شكست عشق 

گفتم بزرگترين درد؟

 

گفت از چشم معشوق افتادن 

گفتم بزرگترين غصه؟

 

گفت يك روز چشم هاي معشوق رو نديدن 

گفتم بزرگترين ماتم؟

گفت در عزاي معشوق نشستن 

گفتم قشنگ ترين عشق؟

گفت شيرين و فرهاد 

گفتم زيبا ترين لحظه؟

 

گفت در كنار معشوق بودن 

گفتم بزرگترين رويا؟

 

گفت به معشوق رسيدن 

پرسيدم بزرگترين ارزوت؟

اشك تو چشماش حلقه زدو با نگاهي سرد گفت:

 

 )) مرگ))



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۳۴ توسط:عابد موضوع:

روز مرگم...

روز مرگم چه روز شلوغيست

چه درداور است ،هرقدر كه نبودي امروز هستي

پرنگ تر از هميشه

زير تابوتم را ميگيري؟؟!

چرااا؟؟!!

تو كه ميداني از هر فاصله اي حست ميكنم….

پس چرا جسم بي جانم را هوايي ميكني؟؟

سرد شدم،بخ زدم

خوشحال بودم كه ديگر چيزي را حس نميكنم

ولي باز هم دستانت گرمم كرد

ببينم ديگر نگران ان نيستي كه كسي تو را با من ببيند؟؟

اشك ميرزي؟!!چرا؟؟!!

گفتم دوست دارم تو گفتي بمير….

من فقط خواستم حرفت را زمين نندازم…..

مادرم را ميبيني…..

گل رزي را كه اوردي ارامش نميكند….

جفا كردم …تنها به او،فقط او مرا با همه ي اشتباهاتم دوستم داشت

امروز،اينجا،اين خاك سرد؛تمام ان چيزيست كه تو براي من خواستي

وعشق وعشق وعشق

تمام ان چيزي بود كه من براي تو خواستم

عشق و مرگ تراژيدي زيبايست نه؟؟؟!!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۳۲ توسط:عابد موضوع:

قصه عشق

 

 

يه زن و شوهر عاشق اما فقير سر سفره شام نشستند غذاشون خيلي مختصر و كم بود كه يك نفر را به زور سير ميكرد مرد به خاطر اينكه زنش بيشتر غذا بخوره گفت بيا چراغ را خاموش كنيم و توي تاريكي بخوريم زن قبول كرد چند دقيقه چراغها را خاموش كردند ولي بعد كه روشن كردند غذاها دست نخورده توي ظرف مونده بود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۳۰ توسط:عابد موضوع:

ادم ها

 

بعضي از آدم ها انقدر نگاهشان

چشم هايشان
دست هايشان
مهربان است ..كه دلت ميخواهد

يكبار در حقشان بدي كني و نامهرباني

و ببيني نگاهشان،چشم هايشان،دست هايشان

وقتي نامهربان ميشود چگونه است

در نهايت حيرت تو

ميبني

مهربان تر ميشوند انگار

بديت را با خوبي

نامهرباني ات را با مهرباني

پاسخ ميدهند

چقدر دلم تنگ است براي ديدن چنين ادم مهرباني



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۳۰ توسط:عابد موضوع: