طراحي سايت

 نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، .

نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي،

كدام بدجنس هستيم

 

 

كداميك از ما بدجنس تريم؟
من؟
كه آرزوي كشيدن موهايت يكدم رهايم نمي‌كند؟
يا تو؟
كه هميشه هوس كندن گوش‌هايم آزارت
مي‌دهد؟
بدجنس!!
كداميك بچه تريم؟
من؟
كه كودكانه بهانه چشمهايت را مي‌گيرم؟
يا تو؟
كه بچه گانه شعرم را خط خطي مي‌كني؟
كداميك عاشق تريم؟
من؟
كه ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب مي‌شود؟
يا تو؟
كه شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاكسترم مي‌كند؟
كداميك بازيگوش تريم؟
من؟
كه دلم بازيچه بازي موهايت در نسيم هر لحظه به
شوق بوييدن زلفت مي‌تپد؟
يا تو؟
كه با هر كرشمه ات بيچاره دلم را به بازي گرفته اي؟

ها؟! …كداميك؟

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۲۰ توسط:عابد موضوع:

خدايا

خدايابه خاطر تمام چيزهايي كه دادي، ندادي، دادي پس گرفتي، ندادي بعدا دادي، ندادي بعدا مي خواي بدي، دادي بعدا مي خواي پس بگيري، داده بودي و پس گرفته بودي، اگه بدي پس مي گيري، پس گرفتي دادي، پس گرفتي بعدا مي خواي بدي، اگه مي دادي پس مي گرفتي، نداده بودي فكر مي كرديم دادي و پس گرفتي، خلاصه خدا جون سرتو درد نيارم به خاطر همه شكر

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۱۹ توسط:عابد موضوع:

زمان

 

 

كاش زمان نگذرد ، كاش عقربه هاي ساعت ديگر به جلو نروند! اين لحظه ي زيبا را از من نگير اي ساعت بي وفا! لحظه اي كه با تمام وجود حس ميكنم عشق را ، لحظه اي كه با تمام وجود ميفهمم كه عشق يك افسانه نيست! عشق را در قلبم حس ميكنم ، كاش اين لحظه براي هميشه باقي بماند و يك ثانيه نيز جلو نرود! ميترسم با گذشت زمان اين عشق خيالي باشد ، ميترسم از من سرد شوي و اين لحظه تكرار نشدني باشد! ميترسم چشمهايم را باز كنم و ببينم كه اينها همه يك خواب باشد! انگار كه خواب نيستم ، اشكهايي كه در چشمانم حلقه زده است را ميبينم! اشك شوق ، به عشق آمدنت، لبخندي از ته دل به عشق بودنت! كاش زمان نگذرد ، كاش اين لحظه بايستد ، اي روزگار ديگر نچرخ ! بگذاريد لحظه اي با عشق شاد باشم ، نه اينكه در خيال عاشق باشم و يا در خواب باشم! بگذاريد عشق رو با تمام وجود حس كنم ، بگذاريد دور از تنهايي خوشبخت باشم! ...



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۱۹ توسط:عابد موضوع:

حرف دل!!!


سكوت كن ، حرفي از عشق نزن!
تو كه خودت ميداني من چقدر دوستت دارم ، پس با حرفهايت كنايه نزن!
تو كه ادعا ميكني عاشقي ، پس چرا در لب پرتگاه تنهايي
دستهاي مرا نميگيري؟
تو ادعا ميكني بدون من ميميري ، پس چرا اينك كه با مني در جستجوي 
       دواي درد من نيستي؟
چرا من تو را دارم ولي تنهايم ؟ چرا از عشق مينويسم ولي به آن نميرسم!
سكوت كن حرفي از عشق نزن!
ديگر حس اين را ندارم كه عشق را به تو ابراز كنم ، در اوج تنهايي به يادت باشم
ولي در خاطر تو فراموش شده باشم!
به عشق نيازي ندارم ، من مهر و محبت تو را ميخواهم
،
در لا به لاي كتاب هاي عاشقانه به دنبال كلمات زيبا نگرد،
كه من وجود تو را ميخواهم!سكوت كن ، حرفي از با هم بودن نزن!
دردت را بگو ، من كه بهانه اي ندارم ، مدتهاست تو را دارم ولي به درد تنهايي دچارم،
يار وفاداري ندارم!
ديگر از وفاداري نگو كه وفا نيز خود ، بي وفا شد!
سكوت كن كه سكوت تو آرامش من در اين لحظه هاست،
برو كه رفتنت تنها آرزوي من از خداست!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۱۸ توسط:عابد موضوع:

خدا

خدايا خداوندا تو هميشه خدا بودي و هيچ وقت به هيچ چيز و هيچ كس نيازي نداشتي و نداري. اما من هميشه محتاج تو بودم و هستم و خواهم بود . انگاه كه نا توان بودم تو را صدا كردم و توكل به تو كردم به اميد انكه دست ناتوانم را مي گيري

 

 

 

آيا آن زمان كه به خيال خود اجابتم كردي شكر گذاريت را نكردم؟
امروز آنقدر درمانده و دلگيرم كه نمي دانم چگونه آرام و قرار يابم.
حس مي كنم تو هم مرا تنها گذاشتي و اين يعني آخر همه چيز.
خودت مي داني چه مي گويم
تو بگو من چگونه بار گناه نكرده را بدوش كشم . چگونه زخم زبان آدمها را تحمل كنم .
اي تنها شاهد من . جز تو چه كسي حرف مرا باور خواهد كرد خسته ام .
تو بگو من چگونه نگاه هاي پر ملامت را تحمل كنم در حالي كه خود مي داني من گناهكار نيستم .
پس كجاست آن همه مهرباني . كجاست آن همه بخشندگي ؟
خدايا تو هستي و من اينگونه زير شمشير زبان و نگاهشان زخم خورده و رنجور مي شوم؟
اين بود آن عظمت و بزرگي . يعني تو به اندازه مادران هم عطوفت نداري كه در سخت ترين لحظات زندگي ام
وقتي گريه امانم نمي دهد بي شرط و شروط به آغوشم گيري ؟
مگر نگفته بودي هر وقت حاجتي داشتم در خانه تو را دقل باب كنم ؟ حالا چرا اينگونه مرا از خود از در خانه ات راندي؟
مگر جز تو اميد ديگري هم داشتم؟ مگر جز تو همزبان ديگري هم بود ؟
اي تو اميد اولين و آخرينم
اگر چه مرا از خود راندي . اگر چه بي جوابم گذاشتي اما من باز هم رو به سوي تو مي آورم
من باز هم دست به سوي تو مي گشايم و تو را مي خوانم
جوابم را بگو كه مي دهي؟
يا ستار العيوب
مرا با اين مردمان دون صفت تنها مگذار .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۷:۱۸ توسط:عابد موضوع: