طراحي سايت

 نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، .

نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي،

متن هاي خواندني

!

بودا و زن هرزه

بودا به دهي سفر كرد ...
زني كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وي باشد.
بودا پذيرفت و مهياي رفتن به خانه‌ي زن شد.
كدخداي دهكده هراسان خود را به بودا رسانيد و گفت : اين زن، هرزه است به خانه‌ي او نرويد !
بودا به كدخدا گفت : يكي از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و يكي از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بيشتر تعجب كرد و گفت: هيچ كس نمي‌تواند با يك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندي زد و پاسخ داد : هيچ زني نيز نمي تواند به تنهايي بد و هرزه باشد، مگر اين كه مردان دهكده نيز هرزه باشند.
بنابراين مردان و پول‌هايشان است كه از اين زن، زني هرزه ساخته‌اند

كجا بايد رفت؟.....

كجا بايد رفت؟.....
ز كه بايد پرسيد؟!!!
واژه عشق و پرستيدن چيست؟
جان اگر هست چرا در من نيست؟
من كه خود مي دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط يك روياست....
اه اي راه سكوت...
اه اي ظلمت شب....
من همان گمشده ي اين خاكم
به خدا عاشق قلبي پاكم

 

پارتي

يه روز يه بابايي (فكر كنيد تو خارج!!!!!)
پسرش فارغ التحصيل ميشه هيچيم بارش نبوده
زنگ ميزنه به يه پارتيش ميگه :دمت گرم واسه پسرم يه شغلي جور كن!
پارتي: ميخواي سفيرش كنم!
باباهه: نه بابا اون خيلي زياده...
... ... پارتي: ميخواي وزيرش كنم!
باباهه: اوووووف نه.
پارتي: ميخواي وكيل مردمش كنم!
باباهه: نه بابا يه جايي كارمندي چيزيش كن...
پارتي: شرمنده اون ديگه سواد ميخواد ...!

                                                                            

100 يوروئي

درست هنگامي است كه همه در يك بدهكاري بسر مي برند و هر كدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي كنند.

ناگهان، يك مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود.
او وارد تنها هتلي كه در اين ساحل است مي شود، اسكناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذارد
و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.

صاحب هتل اسكناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.
قصاب اسكناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوك مي رود و بدهي خود را به او مي پردازد.
مزرعه دار، اسكناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين كننده خوراك دام و سوخت ميدهد.
تامين كننده سوخت و خوراك دام براي پرداخت بدهي خود اسكناس 100 يوروئي را با شتاب به داروغه شهر كه به او بدهكار بود ميبرد.
داروغه اسكناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهكار بود چون هنگاميكه دوست خودش

را يكشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار كرايه كرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسكناس را روي پيشخوان گذاشته است.
در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسكناس 100 يوروئي خود را برميدارد

و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترك مي كند.

در اين پروسه هيچكس صاحب پول نشده است.
ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با
يك انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي كنند.

خوب است بدانيد، كه دولت انگلستان ازآغاز تا كنون در طول دوره موجوديتش، به اين نحو معامله مي كند!!!!

 

 

تو بهتر مي فهمي يا پيغمبر خدا؟

شخصي مادر پيرش را در زنبيلي مي گذاشت و هرجا مي رفت، همراه خودش ميبرد.
روزي حضرت عيسي او را ديد، به وي فرمود: آن زن كيست گفت مادرم است.
فرمود: او را شوهر بده. گفت: پير است و قادر به حركت نيست. پيرزن دستش را
از زنبيل بيرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نكبت! تو بهتر مي فهمي يا پيغمبر خدا؟

خيال

بي خيال اين همه قانون ... بي خيال اين همه ترس ...
بي خيال دنيا با اين همه قانونگذار بي قانون و بيخيال اين همه محتسب بي حساب!!
بي خيال اين همه رسولان بي معجزه و معجزات بي رسول!!
من ...  من عاشق آزاد كردن نوازش و سيب از قفس بي تابي و ترسم ،
حتي اگر به جرم خوردن سيب به زندگي تبعيد شوم ....
دستهايت را به من بده ...
به جهنم كه مرا به جهنم ميبرند، به خاطر عشقبازي با خيال تو..
تو ... تو خود ، بهشتي ...

برخي از حوادث جالب و آشكار از زندگي آلبرت انيشتين

 حوادث جالب و آشكار از زندگي آلبرت انيشتين

يك روز در هنگام تور سخنراني ، راننده آلبرت انيشتين ، كه اغلب در طول سخنراني او در انتهاي سالن مي نشست،
بيان كرد كه او احتمالا ميتواند سخنراني انشتين را ارائه دهد زيرا چندين مرتبه آنرا شنيده است.
براي اطمينان بيشتر ، در توقف بعدي در اين سفر ، انيشتين و راننده جاي خود را عوض كردند و
انشتين با لباس راننده در انتهاي سالن نشست.

پس از ارائه سخنراني بي عيب و نقص ، توسط يك عضو از شنوندگان از راننده سوال دشواري خواسته شده بود.
راننده انشتين خيلي معمولي جواب داد: "خب ، پاسخ به اين سوال كاملا ساده است. من شرط مي بندم راننده من،
(اشاره به انشتين) كه در انتهاي سالن وجود دارد ، مي تواند پاسخ اين سوال را بدهد."

============ ========= ========= ========= =========

از آلبرت اينشتين معمولا براي توضيح نظريه عمومي نسبيت سوال ميشد و او يكبار اينگونه پاسخ
داده بود: " دست خود را بر روي اجاق گاز داغ براي يك دقيقه قرار دهيد ، و اين عمل مانند يك ساعت به نظر مي رسد،
حال با يك دختر خوشگل يك ساعت بنشينيد، و اين عمل مانند يك دقيقه به نظر مي رسد. اين نسبيت است.!"

============ ========= ========= ========= =========

هنگامي كه آلبرت انيشتين شاغل در دانشگاه پرينستون بود ، يك روز قرار بود به خانه برود
ولي او آدرس خانه اش را فراموش كرده بود. راننده تاكسي او را نمي شناخت.
انيشتين از راننده پرسيد آيا او مي داند خانه اينشتين كجاست.
راننده گفت : "چه كسي آدرس اينشتين را نمي داند؟ هر كسي در پرينستون ادرس خانه انشتين را ميداند.
آيا مي خواهيد به ملاقات او برويد؟" . اينشتين پاسخ داد :" من اينشتين هستم.
من آدرس منزل خود را فراموش كرده ام، مي توانيد شما مرا به آنجا ببريد؟"
 راننده او را به خانه اش رساند و از او هيچ كرايه اي نيز نگرفت.

============ ========= ========= ========= =========

يكبار اينشتين از پرينستون با قطار در سفر بود كه مسئول كنترل بليط به كوپه او آمد.
وقتي او به اينشتين رسيد ، انيشتين بدنبال بليط جيب جليقه اش را جستجو كرد ولي نتوانست آنرا پيدا كند.
سپس در جيب شلوار خود جستجو كرد ولي باز هم بليط را پيدا نكرد.
سپس در كيف خود را نگاه كرد ولي بازهم نتوانست آنرا پيدا كند.
بعد از آن او صندلي كنار خودش را جستجو كرد ولي بازهم بليطش را پيدا نكرد.
مسئول بليط گفت : دكتر اينشتين ، من مي دانم كه شما كه هستيد. همه
ما به خوبي شما را ميشناسيم و من مطمئن هستم كه شما بليط خريده ايد، نگران نباشيد.
و سپس رفت. در حال خارج شدن متوجه شد كه فيزيكدان بزرگ دست خود را به پايين صندلي برده
و هنوز در حال جستجوست.
مسئول قطار با عجله برگشت و گفت : " دكتر انيشتين ، دكتر انشتين ، نگران نباش ، من مي دانم كه شما بليط داشته ايد،
مسئله اي نيست. شما بليط نياز نداريد. من مطمئن هستم كه شما يك بليط خريده ايد."
اينشتين به او نگاه كرد و گفت : مرد جوان ، من هم مي دانم كه چه كسي هستم.
چيزي كه من نمي دانم اين است كه من كجا مي روم!


 

زخمي بر پهلويم است ، روزگار نمك مي پاشد و من پيچ و تاب مي خورم و همه گمان مي كنند كه مي رقصم . . .
دكتر شريعتي

مردان در مسير عشق به وسعت نامتناهي نامردند
گداييه عشق مي كنند تا زماني كه به تسخير قلب زن مطمئن نيستند
اما همين كه مطمئن شدند نامردي را در كمال مردانگي به جا مي آورند

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۵:۵۲ توسط:عابد موضوع:

تصويري كه با روح وراوان ادم بازي ميكنه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۵:۴۹ توسط:عابد موضوع:

دانلود اهنگ فوق العاده وعاشقانه اسپانيايي از Gipsy Kings با نام amor mio


اين اهنگ با گيتار نواخته شده كه تقريبا همه با اون خاطره دارن

دانلود با كيفيت بالا و لينك مستقيم + متن اهنگ فارسي و اسپانيايي ان

نام اصلي اهنگ No Volvere ميباشد كه بيشتر با امور ميو شناخته شده است

 

براي دانلود به ادمه مطلب مراجعه كنيد....

متن اهنگ
  No Volvere – [Amor mio

Amor mio

عشق من

Amor mio por favor

عشق من خواهش مي كنم

Tu no te vas

از من دور نشو

Yo cuentare a las horas

من ساعت ها را ميشمارم

Que la ya veo

تا وقتي كه او را ببينم

Amor mio

عشق من

 

Amor mio por favor

عشق من خواهش مي كنم

Tu no te vas

از من دور نشو

Yo cuentare a las horas

من ساعت ها را ميشمارم

Que la ya veo

تا وقتي كه او را ببينم

Vuelve

برگرد

No volvere no volvere no volvere

من بر نميگردم  من بر نمي گردم

No quiere recordar no quiere recorder

نميخواهم به ياد بياورم  نميخواهم به ياد ياورم

Vuelve

برگرد

No volvere no volvere no volvere

من بر نميگردم  من بر نمي گردم

No quiere recordar no quiere recorder

نميخواهم به ياد بياورم  نميخواهم به ياد ياورم

..........................................................................................+

براي دانلود اهنگ كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۴:۲۳ توسط:عابد موضوع:

دانلود اهنگ نيما زئوس و مجيد پور اسماعيلي بنام عشق من

آهنگ احساسي و بسيار زيباي نيما زئوس و مجيد پور اسماعيلي بنام عشق من

**پيشنهاد براي دانلود**

عشق من ناز نكن بغض ما پايون مي گيره
يه روزي دست زمونه تورو از من مي گيره

وقتي تنها با تو بودن واسه من زندگيه
تورو ديدن تورو خواستن رو كي از مي گيره

عشق من قلب اين عاشق با تو آروم مي گيره
همه ناله هاي من از نگاه دوريه

 

براي دانلود اهنگ به ادمه مطلب مراجعه كنيد


تو رو ديدن تو رو خواستن تو رو هر جا مي بينم
بي تو و عشق تو من هميشه تنها مي مونم

عشق من عاشقتم تكرار هر شبانته
همه حرفام به خدا از عشق و از صداقته
با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته
*****
عشق من بي كسي شب با تو پايون مي گيره
همه رگ هام از حرارت نگات خون مي گيره
ح
با تو بودن توي دنيال واسه من نهايته
تو گمون كردي بري خاطره هاتم مي ميره

روزاي رفته برام رنگ سياهي مي گيره
اگه صد بهار و پاييز واسه تو گريه كنم

نميتونم كه تورو هميشه از ياد ببرم

من همون عاشقتم تا كه چشام بارونيه .........

.........................................................................................................


براي دانلود اهنگ كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۵۷:۲۰ توسط:عابد موضوع:

دانلود مجموعه از اهنگ هاي احساسي وعاشقانه گلچين شده

دانلود مجموعه از اهنگ هاي احساسي وعاشقانه  گلچين شده

...............................................................


براي دانلود اهنگ ها كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۹ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۷:۰۶:۳۶ توسط:عابد موضوع: