نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي، .

نود هشتيا |رمان دانلود آهنگ غمگين ،هك كلش،هك تلگرام،پاسخ به مسائل جنسي،

خانه ميخواهم

 

 

خانه اي ميخواهم كه پنجره هايش رو به بـــاران بازشود…. سقفش يك آسمـــــان ابري و آبي باشد…… هوايش پر از عطر تو باشد….  كف پوشش يك بيشـــه سبز_سبز باشد…. رنگ ديوارهايش، رنگ_خدا باشد…. شبهايش مهتاب بتابد…… و همه كارم نگاه كردن چشمـــانت زير نور مـــاه باشد….. و ديگر هيچ……

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۸:۳۴ توسط:عابد موضوع:

جداي....

اگه دستم به جدايي برسه ، اونو از خاطره ها خط مي زنم

از دل تنگ تموم آدما، از شب و روز خدا خط مي زنم

اگه دستم برسه به آسمون ، با ستاره ها قيامت مي كنم

نميذارم كسي عاشق نباشه، ماهو بين همه قسمت مي كنم

وقتي گاهي من و دل تنها مي شيم ، حرفاي نگفتني رو ميشه ديد

ميشه تو سكوت بين آدما ، خيلي از نديدني ها رو شنيد

قصه ي جدايي ما آدما ، قصه ي دوري ماست از خودمون

قصه ي من و تو از لحظه ي عشق ، قصه ي سادگي گمشدمون

دوري من و تو از لحظه عشق قصه سادگيه گم شده مون

اگه دستم به جدايي برسه اونو از خاطرها خط ميزنم

از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط ميزنم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۸:۳۱ توسط:عابد موضوع:

گريه كن ته خطه…

 گريه كن تو مي توني پيش اون نمي موني اون ديگه رفته بسه تمومش كن


گريه كن ته خطه عشق تو ديگه رفته تو دل يكي ديگه نشسته تمومش كن


چشم به راه نشين اينجا مي موني ديگه تنها گريه نكن ديگه اون نمي آد خونه


دست بكش ديگه از اون طفلكي دل داغون اون ديگه خوشه فكر نكن حالت و مي دونه


تنها مي موني آخه اين و ميدوني مثل اون پيدا نمي شه


اشكات مي ريزه آخه اون واست عزيزه توي قلبته هميشه


يادش مي افتي دلت آتيش ميگيره ميگي كاش برگرده پيشت


راهي نداري تو بايد طاقت بياري آخه ميدوني نميشه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۸:۳۱ توسط:عابد موضوع:

عشـــق واقـعي

عشـــق واقـعي وقتيــه كـه دخــتر به ســـادگي

چشـمــاشـــو مي بنــده و اجـــازه ي بــوسيـــدن ميـــده...
امـــا پســـر پيشــوني دخـتــر رو ميبـوســه



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۸:۳۰ توسط:عابد موضوع:

تسليم عشق


آهاي عشق ،

من تسليم تو هستم…
آهاي عشق ، من هيچ حرفي در برابرت ندارم كه به زبان بياورم…
تو مرا شكست دادي اي عشق…

من تسليم احساسات آتشين تو ميباشم
آهاي عشق ، تو مرا خيلي شكنجه دادي ، مرا عذاب دادي ،

يك دنيا غم و غصه در وجودم جا دادي ،

ولي من باز هم من با اين همه عذاب تسليم تو شدم
اي عشق تو مرا در باتلاق زندگي فرو بردي ،

تو مرا در زندان عاشقي اسير كردي ،

تو مرا در سرزمين دروغينت نگه داشتي تا من از تو دور نشوم
آهاي عشق من تسليم تو هستم ،

اينك كه من تسليم تو شده ام ،ميخواهي دوباره مرا شكنجه دهي ؟.

مرگ را به تو ترجيح دادم ، اما تو نگذاشتي كه من خودم را از اين دنيا و از تو راحت كنم
اي عشق ، تو كجايي؟. فرياد مرا مي شنوي؟ 

گريه هاي را ميبيني؟

غم و غصه هاي مرا احساس مي كني؟

پس چرا پاسخي به من نميدهي؟
من تسليم تو شده ام

آروز داشتم يك بار هم تو تسليم من شوي !
تنها آروزي من اين بود كه من تو را فراموش كنم ! اما…!
اما نتوانستم فراموشت كنم

تو احساسي را در وجود من قرار دادي كه ديگر فراموشي تو زمان مرگم هست…

! آهاي عشق من تسليم تو هستم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ فروردين ۱۳۹۴ساعت: ۰۵:۴۸:۲۴ توسط:عابد موضوع: